خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۹۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا جهانست به سر گرد جهان میگردمدر تکاپوی تو ای دوست به عالم فردم
۲
عهد کردم که نگردم ز تو تا جان دارمور بگردم من از این عهد و وفا نامردم
۳
وقت آنست که رحمی بکنی بر دل منکه رسیدهست به غایت ز فراقت دردم
۴
مُردم از تیغ جفای تو نگارا دریابتا به کی نیش زنی بر جگر ما هر دم
صفحهٔ ۱ از ۲