خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۹۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو در عالم تویی درمان دردمچگونه از درِ تو بازگردم
۲
غم هجران به جان من اثر کردنگر در آب چشم و روی زردم
۳
گمانم بود کز وصلت خورم برولی جز خون دل از تو نخَوردم
۴
نکردم جز وفا و مهربانیبسی جور و جفا از عشق بَردم
صفحهٔ ۱ از ۳