خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۹۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مدّتی تا ز غمت گرد جهان میگردمعاشقم گرد درِ لالهرخان میگردم
۲
به خیال شب وصل تو نگارا تا روزبر سر کوی غمت نعره زنان میگردم
۳
دلبرا در چمن حسن تو همچون سوسنمن به مدح رخ تو جمله زبان میگردم
۴
مشکنم دل که به میدان فراقت هر دمهمچو گوی از غم چوگانت به جان میگردم
صفحهٔ ۱ از ۲