شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به جان رسید مرا جان نازنین از غمبگو چه چاره کنم در فراق آن همدم
۲
دلم ز تیغ جفای تو نیک مجروحستسزد اگر به وفایی بر او نهی مرهم
۳
به جان تو که مرا دایم از پریشانیدلیست همچو سر زلف دلبران در هم
۴
مرا تو جانی و تن بی تو چون تواند بودچو کرده‌اند ز روز الست خو با هم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth