شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آن زمان که من آن روی چون قمر دیدمدل ضعیف خود از عشق بی خبر دیدم
۲
حلاوتی که در آن چهره نگارین استقسم به جان تو در ماه و خور اگر دیدم
۳
ز خون دل رقمی از سرشک چون سیمابز درد عشق تو جانا به روی زر دیدم
۴
قرار نیست مرا چون دو زلف از رخ توبه جان دوست از آن دم که یک نظر دیدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth