شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دو زلف سرکشش پُر تاب دیدمدو طاق ابرویش محراب دیدم
۲
بگردانید چشم و رو ز سویمعظیمش با جهان در تاب دیدم
۳
دلم خون شد به حال مردم چشمکه در خون دلش غرقاب دیدم
۴
به عشقت دیدهٔ جان چون گشادمدل مجروح پر خوناب دیدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth