شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از شب هجر تو ای دوست شکایت دارمآرزوی رخ زیبات به غایت دارم
۲
جان شیرین به فدای شب وصلت کردموین زمان از کرمت چشم عنایت دارم
۳
شب و روز و گه و بیگه به خیال رخ توبجز اوصاف جمالت چه حکایت دارم
۴
میل وصل من بیچاره نداری باریآری از بخت بد خویش شکایت دارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth