خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۹۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز در سر هوس روی نگاری دارمنه به شب خواب و نه در روز قرای دارم
۲
بارها با تو دلم گفت که عمریست که منبر دل از حسرت دیدار تو باری دارم
۳
باده لعل لبت کرد مرا مست و هنوزدر سر از غمزه مست تو خماری دارم
۴
عالمی را به تو دلشاد و من خسته جگراز همه ملک جهان دامن خاری دارم
صفحهٔ ۱ از ۲