خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۹۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم بینایی بده تا روی جانان بنگرمپایمردی ده مرا تا راه عشقش بسپَرم
۲
من چو گشتم در جهان سرگشته اندر کوی تویک نظر در حال من کن آخر از روی کرم
۳
ای صبا سوی من آور یک نسیم از کوی دوستکز سر کویش نسیمی را به صد جان میخرم
۴
دست گیرم زین غم و اندوه و تنهایی چو منشب همه شب در غمت بر آستان باشد سرم
صفحهٔ ۱ از ۳