خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۹۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا ز دست عشق تو فرسوده خاطرمگر دورم از نظر به دل و جانت حاضرم
۲
منظور من تویی به جهان ای جهان جانوز دیده بر جمال تو ای دوست ناظرم
۳
چون من کسی ندید خریدار در جهانجان میفروشم و غم عشق تو میخرم
۴
من معتقد به حسن و جمالت شدم چنانککز مهر وی دوست به خورشید ننگرم
صفحهٔ ۱ از ۲