شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا روی همچو ماه تو رفت از برابرمجانا به جان تو که نه خوابست و نه خورم
۲
نه صبر آنکه بی تو نشینم به خلوتینه بخت آنکه من ز وصال تو برخورم
۳
دل را ربودی از من مسکین مبتلاتا کی چو سرو راست نیایی تو در برم
۴
تا کی ز ما تو سر کشی ای سرو راستیچندت به خون دیده مهجور پرورم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth