شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لب تشنه لعل تواَم آبی مگر ارزممخمورم از آن لعل شرابی مگر ارزم
۲
کردم ز تو ای دوست سؤالی ز سر عجزاندیشه بفرمای جوابی مگر ارزم
۳
در بادیهٔ شوق تو، ای کعبهٔ مقصودبا خاک برابر شده آبی مگر ارزم
۴
آخر چو طبیبم ندهد شربت وصلیچون درد بگویم به جوابی مگر ارزم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth