شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست بر دولت وصل تو شبی دسترسماز سر لطف خود ای دوست به فریاد رسم
۲
نیست ما را بجز از لطف تو فریادرسینبود جز غم و اندوه جهان هیچ کسم
۳
مه و خورشید جهانتاب چو بر ما گذرندگر کنم در دو نظر بی رخ تو هیچ کسم
۴
می‌پزم دیگ هوس را به امیدی باریکه به ناموس وصال تو زمانی برسم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth