شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۰۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرایی اینچنین فارغ ز حالمز درد هجر تو تا چند نالم
۲
ز من پرسی که چونی جانم ای جانگرفت از جان خود بی تو ملالم
۳
به هجرانم بگو تا کی کنی قیدشبی ننوازی آخر از وصالم
۴
ز آه سوزناکم زلف خود بینکه حالش شد پریشان‌تر ز حالم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth