شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۳۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در عشق تو گم شدم به یکبارسرگشته همی دوم فلک‌وار
۲
گر نقطهٔ دل به جای بودیسرگشته نبودمی چو پرگار
۳
دل رفت ز دست و جان برآن استکز پی برود زهی سر و کار
۴
ای ساقی آفتاب پیکربر جانم ریز جام خون‌خوار
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth