شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۳۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اشک ریز آمدم چو ابر بهارساقیا هین بیا و باده بیار
۲
توبهٔ من درست نیست خموشوز من دلشکسته دست بدار
۳
جام درده پیاپی ای ساقیتا کنم جان خویش بر تو نثار
۴
تا که جامی تهی کنم در عشقپر برآرم ز خون دیده کنار
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth