شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۰۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درد ما را با غمت چون نیست درمان چون کنموین سر سرگشته‌ام را نیست سامان چون کنم
۲
دل ضعیفست ای مسلمانان به فریادم رسیدچون ندارد طاقت آن بار هجران چون کنم
۳
در امید صبح دیدارش به جان آمد دلموین شب هجران نمی‌آید به پایان چون کنم
۴
در هوای کعبهٔ وصلش تکاپویی زدمچون نمی‌بیند دلم حدّ بیابان چون کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth