شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۰۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب وصال میسّر نمی‌شود چه کنمسعادتیست چو باور نمی‌شود چه کنم
۲
بجز خیال که او نور دیدهٔ بصرستبه پیش دیده مصوّر نمی‌شود چه کنم
۳
ببین که توسن ایام تند سفله نوازبه هیچ گونه مسخّر نمی‌شود چه کنم
۴
شب فراق که تاریکتر ز روز منستبه شمع وصل منوّر نمی‌شود چه کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth