خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۰۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شدم به طرف گلستان که تا گلی چینمز سرو قامت دلدار درد برچینم
۲
دلم ببرد و به رخسار خویش پُر چین کردنهاد سلسله بر ما ز زلف پُر چینم
۳
به گرد باغ بسی طوف میکنم باریگلی به رنگ تو در بوستان نمیچینم
۴
حکایت بت چینی همی شنیدم گوشنظر ز دیده بیفتاد بر بت چینم
صفحهٔ ۱ از ۲