شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۰۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه بخت آنکه شبی با تو روبرو بنشینمنه دل دهد که به جای تو دیگری بگزینم
۲
ز حال زار من ای هر دو دیده‌ام خبرت نیستکه نیست در غم تو غیر آه و ناله قرینم
۳
برفتی از برم ای ماه سرو قد گل اندامبگو که باز کی آن روی دلستان تو بینم
۴
بر آسمان شدم افغان ز روز هجر و جداییفراغتیست به وصلت مرا ز ملک زمینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth