شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۰۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه یاریی دهدم بخت تا رُخت بینمنه طاقتی که دمی در فراق بنشینم
۲
نه صبر آنکه برآرم دمی نفس بی تونه آنکه غیر تو خواهم کسی که بگزینم
۳
دلم ببردی و آنگاه قصد جان کردیمکن مکن که منت دوستدار دیرینم
۴
من از تو دست ندارم به تیغ بیزاریاگر جفا به سر آید هزار چندینم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth