شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۰۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قدر روز وصل تو نشناختیملاجرم جان و جهان درباختیم
۲
چون شکر در آب و موم از آفتابدر فراق روی تو بگداختیم
۳
تا تو شمشیر جفا برداشتیما سپر در روی آب انداختیم
۴
آتشی در خرمن ما زد غمتبا وجود سوختن درساختیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth