شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۰۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما بی رخ تو دیده ز عالم بدوختیمدر آتش فراق جمالت بسوختیم
۲
از جور روزگار و عزیزان بی وفاچون یوسفی به دِرهم قلبی فروختیم
۳
هر دم که یاد آن لب چون نوش کرده‌ایماز چشمهٔ حیات چو آتش فروختیم
۴
صد جامه در جهان ز غمت چاک کرده‌ایمیک جامه از وصال تو هرگز ندوختیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth