خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۰۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در درد بمردیم و به درمان نرسیدیماز سر بگذشتیم و به سامان نرسیدیم
۲
جان کرده فداییم به راه غم عشقشدل برد به دستان و به جانان نرسیدیم
۳
در ظلمت هجران به لب آمد دل تنگمفریاد که در شمع شبستان نرسیدیم
۴
دیدیم جهان را و بگشتیم سراپایدر سایهات ای سرو خرامان نرسیدیم
صفحهٔ ۱ از ۲