خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باد شمال میوزد، طرهٔ یاسمن نگروقت سحر ز عشق گل، بلبلِ نعرهزن نگر
۲
سبزهٔ تازهروی را، نوخط جویبار بینلالهٔ سرخروی را، سوختهدل چو من نگر
۳
خیری سرفکنده را، در غم عمر رفته بینسنبل شاخ شاخ را، مروَحه چمن نگر
۴
یاسمن دوشیزه را، همچو عروس بکر بینباد مشاطهفعل را، جلوهگر سمن نگر
صفحهٔ ۱ از ۵