خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۱۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در چمن تا قد آن سرو روانست روانخونم از دیده غمدیده روانست روان
۲
گرچه آید سوی ما هم به نثار قدمشپیش او جان و تن و روح روانست روان
۳
گر دل و جان و تن و روح نباشد درخورنقد این جمله بگوییم روانست روان
۴
زندگی بی تو نخواهیم که این جان عزیزدر تنم بی رخ تو بار گرانست گران
صفحهٔ ۱ از ۳