شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۱۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان شیرینم تویی دانی که شیرینست جانگر دهد دستم شبی در پایت افشانم روان
۲
سروِ جان ما تویی یک دم به سوی ما خرامزآنکه دایم سرو را میلست بر آب روان
۳
من دل و جان جهان از بهر وصلت خواستمدولت وصل تو ما را خوشتر آید از روان
۴
چشم و ابرویت ز ما بربود هوش و عقل و دینروی زیبایت ببردم طاقت و صبر و توان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth