شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۱۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا و دیده جانم به وصل بینا کنبه بوی زلف خودم دلبرا توانا کن
۲
به روی چون گلت ای گلعذار سیم اندامزبان بلبل جان را به طبع گویا کن
۳
چو بسته‌ام دل خود را به زلف سرکش تودری ز وصل نگارا به روی او وا کن
۴
ز هجر چشمه ز چشمم روان شده‌ست بیادرون دیده ما همچو سرو مأوا کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth