خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۱۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درد دل ما را ز کرم باز دوا کنکامی ز لب لعل خودم زود روا کن
۲
تا چند دهی وعده چو ابروی خودم کجچون قامت خود راست شبی وعده وفا کن
۳
من مهر تو ورزم تو خوری خون دل منزنهار که این خوی بد از دست رها کن
۴
ما سر چو به پای تو نهادیم نگارایک لحظه خدا را ز کرم روی به ما کن
صفحهٔ ۱ از ۲