خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۱۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این خراب آباد دل معمور کنماتم هجران به وصلت سور کن
۲
جرعهای لعلش بنوش و مست شوهمچو نرگس چشم خود مخمور کن
۳
پشت کن بر گفت و گوی مدعیروی بر روی بت منظور کن
۴
صورت اخلاص من پوشیده نیستچشم بد یارب ز حسنش دور کن
صفحهٔ ۱ از ۲