خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۱۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشین به تخت دل ما و پادشاهی کنبده تو داد دل ما و هرچه خواهی کن
۲
گواه خون دل ماست مردم دیدهتو چشم سوی من و گوش بر گواهی کن
۳
که خون دل به فراقت ز دیده میباردز وصل خویشتنش زود عذرخواهی کن
۴
وگر ز مردم چشمم نمیکنی باورنظر به اشک چو مرجان و رنگ کاهی کن
صفحهٔ ۱ از ۲