خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۱۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگشای چشم مرحمت و حال ما ببینبر جان من ز جور فراقت جفا ببین
۲
حالم عظیم ناخوش و دردم ز غم به دلهستی طبیب دل تو به دردم دوا ببین
۳
معنی نداند آنکه کند عیب در غممای پادشاه صورت حال گدا ببین
۴
بردی ز حد جفا صنما هم به سوی مااز روی لطف خویش به چشم وفا ببین
صفحهٔ ۱ از ۳