خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که سر رشتهٔ تو یابد بازدرش از سوزنی کنند فراز
۲
عاشق تو کسی بود که چو شمعنفسی میزند به سوز و گداز
۳
باز خندد چو گل به شکرانهگر سر او جدا کنند به گاز
۴
آنکه بر جان خویش میلرزدکی تواند چو شمع شد جانباز
صفحهٔ ۱ از ۶