شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۲۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باد صبا جان می‌دهد در آرزوی روی توباشد که روزی بگذرد اندر شکنج موی تو
۲
بر بوی آن تا روی تو بیند کسی از بامدادای خاطر صاحبدلان ساکن شده در کوی تو
۳
صبحم نسیمی مشک بیز آمد ز جایی آشنالیکن ندانم عنبرست یا غالیه یا موی تو
۴
چون خاکِ راهم در غمت افتاده‌ام پیش رهتهم لحظه‌ای درما نگر ای چشم جانها سوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth