شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۲۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من ندیدم ای دل سرگشته جز بیداد ازومی‌کنم هر لحظه‌ای صد داد و صد فریاد ازو
۲
جز غم و اندوه ازو حاصل نشد هرگز مراای مسلمانان شبی هرگز نگشتم شاد ازو
۳
جان من در آتشِ هجرانِ محبوبان بسوختبس که در سر هر دمم سودای خام افتاد ازو
۴
بر سر خاک رهم بنشاند و زد آتش به مانیست باری این زمان در دست من جز باد ازو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth