خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۲۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که دل دارد بسی بر روی جانان آرزوچون کسی کاو درد یابد سوی درمان آرزو
۲
گرچه بی سامانم از تو وصل میخواهم شبیزانکه میدانم که دارد سر به سامان آرزو
۳
آرزوی من به خاک پای تو دانی که چیستهمچو تشنه کاو برد بر آب حیوان آرزو
۴
آرزومندم چنان بر روی شهرآرای تومرده را بینی که چون باشد سوی جان آرزو
صفحهٔ ۱ از ۲