شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۲۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تشنه درد فراقت منم ای جان دردِهجرعه ای زآن لب لعلت که کند ما را بِه
۲
دلم از تیغ فراق رخ تو مجروحستمرهمی از شب وصلت به من بی دل نِه
۳
این سخن چون بشنید از من مسکین فی‌الحالتُرک سرمست برآشفت و کمان کرد به زِه
۴
تیر مژگان به کمان خانه ابروش نهادآنچنان بر دل ما زد که فلک گفتا زه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth