خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۲۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر کند میل جفا دلبر من گویم چهور دهد ترک من و عهد وفا گویم چه
۲
دل ببرد از من و خون ریزدم اکنون از چشمدارد این جرم بر این خسته روا گویم چه
۳
پادشاهیست اگر جان بنوازد به کرمور براند ز سر کوی گدا گویم چه
۴
گر طبیبان جهان درد دل خسته کننداز لب لعل تو ای دوست دوا گویم چه
صفحهٔ ۱ از ۲