خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۲۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر مرا با درد عشقت چاره بودی خوش بدیور شب وصل بتان همواره بودی خوش بدی
۲
دستگیرم گر بدی وصل رخت در پیش ماگر شب هجران تو آواره بودی خوش بدی
۳
سرو بستان را بود میلی خرامان سوی مامیل تو گر سوی این بیچاره بودی خوش بدی
۴
شاد میدارد خیال وصل او ما را ولیبر غم دلدار اگر غمخواره بودی خوش بدی
صفحهٔ ۱ از ۲