خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۲۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی ای دیده دل اندر رخ جانان بندیمدّتی با غم زلف مهی اندر بندی
۲
بس جفا میرود اندر غم هجران بر منتا کی ای جان ستم و جور به ما بپسندی
۳
نقش رویت نرود هرگزم از دیدهٔ جانتو مگر مهر رخت در دل ما آکندی
۴
آخر ای دیدهٔ مهجور ستمدیده چرادر غمش باز سپر بر سر آب افکندی
صفحهٔ ۱ از ۲