خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۲۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که ز دولت و اقبال تو برخورداریبرخور از عمر و جوانی که تو در خور داری
۲
چون دلت میدهد ای سنگدل عهد شکنبی خطایی که ازین غمزده دل بَرداری
۳
دل نداری وَ گرت هست دلش نتوان گفتآن مگر آهن و سنگست که در بر داری
۴
گفتمش زلف تو در خواب ببینم گفتااین محالست چه سوداست که در سر داری
صفحهٔ ۱ از ۳