شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۳۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل برده‌ای از دست من ای کان لطف و دلبریبردی جفا از حد بگو تا چند خون دل خوری؟
۲
ای ماه و ای پروین من و ای دنیی و ای دین منگفتم مگر جانی به تن لیکن ز جان شیرین‌تری
۳
تا کی گدازم همچو زر در بوته هجران تو؟دل را چو سندان کرده‌ای آموختی آهنگری
۴
ما را که طاقت طاق شد در آرزوی روی تومسکین تن مهجور را جانا چو جان اندر خَوری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth