شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۳۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فدای جان منست آن نگار چون حوریبگو چگونه توان کرد از رخش دوری
۲
به جان رسید دل من ز درد روز فراقاز آنکه هست دلم را دوای مهجوری
۳
طبیب درد دلم را دوا نکرد و برفتکه نیست جز شب وصلش دوای رنجوری
۴
ز شهد لب چو کنم نوش می بدادم نیشچه چاره چون که ترا نیست خوی دل جوری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth