خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۳۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتا به عهد من ار بر سرِ جفا باشیدل ضعیف مرا مایهٔ دوا باشی
۲
مشو ز دیدهٔ ما دور ای دو دیدهٔ منتو همچو جان منی چون ز من جدا باشی
۳
دلا تو پادشه من شدی مرو از راهچرا که تا به سر کوی او گدا باشی
۴
ز بهر روز وصالش بود مرا جانیتو بی وصال رخش در جهان چرا باشی
صفحهٔ ۱ از ۳