شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۴۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم اندر قلندری شده فاشدر میان جماعتی اوباش
۲
همه افسوس‌خواره و همه رندهمه دُردی‌کش و همه قلّاش
۳
ترک نیک و بد جهان گفتهکه جهان خواه باش و خواه مباش
۴
دام دیوانگی بگستردهتا به دام اوفتاده عقل معاش
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth