خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۳۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من ندیدم به جهان همچو دو زلفت شامیکیست آنکس که بدید از لب لعلت کامی
۲
بر من و حال دلم هیچ ترحّم نکنیکز فراق رخت ای دوست گذشت ایامی
۳
نام تو ورد زبانست مرا ای دل و جاننیستم پیش تو اسمی بجز از بدنامی
۴
جگرم سوخت ز تاب رخ همچون آتشلیک چون خود به جهان هیچ ندیدم خامی
صفحهٔ ۱ از ۲