خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۳۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من شبی در خواب عکس روی او گر دیدمیزیر نعلین تو چون خاک رهت گردیدمی
۲
گر مرا بودی مجال خاک بوس حضرتتصد هزاران دردت از سر تا قدم برچیدمی
۳
ور صبا از کوی تو بویی نیاوردی برمکی چو غنچه من ز شادی صبحدم خندیدمی
۴
گر، نه بوی یوسف مصرم وزیدی گاه گاههمچو یعقوب از غمت صد پیرهن بدریدمی
صفحهٔ ۱ از ۳