شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۳۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم را درد و درمانی مرا تو مونس جانیمن بیچاره را تا کی به درد دل برنجانی
۲
چو درد ما تو می‌دانی ز روی لطف جان پروربه سوی ما گذاری کن ز روی لطف پنهانی
۳
ز من پرسی که در هجران ما چونی بگویم چهچو حال زارم ای دلبر ز من بهتر تو می‌دانی
۴
منم دل خسته هجران طبیبم نیک می‌داندکه درد بی دوایم را تو درمانی تو درمانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth