خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۳۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در ره عشق تو جانی میدهم در جست و جویبو که مقصودی شود حاصل مرا زین گفت و گوی
۲
هیچ میدانی که بی روی تو جانا در فراقبر رخ جانمی رود ما را ز دیده آب جوی
۳
دل ببردی از من و در پا فکندی این رواستاز من بیچارهٔ مسکین چه می خواهی بگوی
۴
این نگار چابک دلبر به میدان از دو زلفرو به چوگان جفا و دل ببرد از من چو گوی
صفحهٔ ۱ از ۲