شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۴۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرا به ترک جفا دلبرا نمی‌گوییچرا رخ دلم از خون دیده می‌شویی
۲
به جان رسید دل من ز جورت ای دلبرتو تا به کی کنی این سرکشی و بدخویی
۳
مرا ز درد غمت جوی خون روَد از چشمبگو که از من خسته‌جگر چه می‌جویی
۴
بیا به چشمه چشمم نشین که هر ساعتتو در سراب دو چشمم چو سرو می‌پویی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth